چندساله دلم تو فکر توئه حس میکنم اینجایی
یه چیزی بگو این آدمکا، میگن که تو رویایی
بیا و ببین تو خونهی ما،عکسات روی دیواره
دیوونه شدم،پشت سرم میگن که یه بیماره
تاکی قراره من هی پشت پنجره،گریه کنم برات
تا کی قراره تو رویا بمونی و ترانه شم برات؟
تقویم سالو با پاییز رفتنت تکرار میکنه،
ساعت با عقربهاش به مرگ دقیقه ها،اصرار میکنه
سخته واسم که نفمی بعد تو چی سرم اومد
رفتی روز خوش ندیدم،روزای بدترم اومد،
سخته قلب تیکه پارم،جای خالیت عادتش شه
حیف قصمون که پاییز، فصل سرد آخرش شه
تاکی قراره من هی پشت پنجره،گریه کنم برات
تا کی قراره تو رویا بمونی و ترانه شم برات؟
تقویم سالو با پاییز رفتنت تکرار میکنه،
ساعت با عقربهاش به مرگ دقیقه ها،اصرار میکنه